+صبح، همین که بیدار شدم اومدم نشستم پای کامپیوتر، عوض دنبال کردن کار احمقانه کار و فناوری م. نشستم یه عالمه از این تستای روان شناسی دادم. خیلییی کیف داد، خیلی. از همه جالب تر، یکی شون بود که می گفت که ناخودآگاهتون داره چی رو قایم می کنه. لینکش رو می ذارم براتون، اگه خوشتون اومد برید بدید تستش رو. برای من که جوابش کاملا درست در اومد، یه جوری که به طرز مسخره ای ترسیده بودم! نتیجه ش چیزی شد که اصلا انتظارش رو نداشتم و قبل از خوندن توضیحاتش می خواستم برم تو کامنتاش فحش بنویسم که این چه چرت و پرتیه! حالا حدس بزنید چی در اومده نتیجه من. برای مامان عشق در اومد. بیاید نتیجه هاتونو به منم بگید، اگرم یادتون موند و مشکلی نداشتید توضیحاتش رو برای منم بفرستید. مدیونید فکر کنید که دارم از روی فضولی این حرف رو می زنما! 😬😬

+برای فناوری عزیز، اومدم بدون توجه به هشدارای مامان که وقت نمی شه و اینا، سمنو خشک کنم، که نشد. وقت کافی نبود. یه دونه تنگ ماهی با ملیله کاغذی درست کردم و یه دونه شمع رو هم تزئین کردم، آخرشم بهم چهار و نیم داد از پنج. اصلا به جهنم، نمی تونم که خودمو تیکه تیکه کنم براش!!

+الان بدجوری نیاز دارم یکی باشم مثل اون دختره سوگند تو فیلم لحظه گرگ و میش. دیشب داشت می گفت وقتی بین چند تا لباس نتونستی انتخاب کنی، همه رو بخر! الان منم بین چهار تا هودی موندم و دلم می خواد هر چهار تاشونو بخرم! این، این، این، یا این؟ هععیی...

+برای اولین بار تو زندگیم به یه چالش دعوت شدم (:دی) و می خوام بشینم بنویسمش و اینا.

+فردا دوباره می خوان کارنامه بدن! یعنی پدر ما رو در آوردن با این کارنامه دادنشون!!

+فائزه جان لطف کردن رم ریدرم رو به فنا دادن، به فلش مامان هم که اجازه ندارم دست بزنم، چون سابقه خوبی ندارم واسه نگه داشتن فلش. خدایا، من چی کار کنم حالا؟ می خواستم عید فیلم ببرم یه عالمه که با عین بشینیم ببینیم :(

+چند وقته انگار کتابخون مغزم اتصالی کرده، اصلا نمی تونم کتاب بخونم. هی مثل کرم می شینم یه گوشه و فیلمای تکراری رو شصت بار شصت بار می بینم.