یه وقتایی هم، آدما این قدر تو خودشون فرو می‌رن، این قدر با دردای خودشون و با مشکلاتشون مشغول می‌شن،که یادشون می‌ره به دور و برشون نگاه کنن. یادشون می‌ره که ببینن کسی اطرافشون هست که مشکلی داشته باشه. یادشون می‌ره فقط خودشون نیستن که مشکل دارن. که شاید با بهتر نگاه کردن، بتونن به یکی دیگه کمک کنن. باید پاشن، اشکاشونو پاک کنن، دست اطرافیانشونو بگیرن، بهشون لبخند بزنن و بگن من همه جوره پاتم. همه جوره برات هستم، جوری که محتاج کس دیگه‌ای نباشی. 

 پ. ن. شایدم کارما واقعیه. شاید این که دوستام برام نمی‌مونن، تاوان دوست خوبی نبودنه. شاید خدا می‌بینه که من لیاقت این دوستیا رو ندارم، همون بهتر که زودتر از دستشون بدم. 

 پ. ن. دو. صداهه داره می‌گه دختره‌ی خل، نسیه رو ول کن، پاشو نقدو بچسب. پاشو یه کاری کن. 

 پ. ن. سه. صداهه داره راست می‌گه:)