یه وقتی هم به خودت میای و می بینی که عجب تصویر عجیبی از خودت تو ذهن بقیه ساختی.
به خودت میای و می بینی که هم کلاسیت، رو به اون یکی هم کلاسیت می گه: این اگه بخنده تعجب داره!
و باورت نمی شه که منظورش از "این" سولویگ الکی خوشی باشه که خنده هاش یه روزی گوش فلک رو کر کرده بود.
همون سولویگی که الان وقتی می خنده، انگار یه چیزی تو دلش تیر می کشه که خودشم نمی دونه چه کوفتیه.
سولویگی که این قدر رقت انگیزه، که از شنیدن این جمله ته دلش خوشحال می شه.